نحوه اعتراض به آرای حقوقی و کیفری

نحوه اعتراض به آرای حقوقی و کیفری

اعتراض به آرای حقوقی و کیفری یکی از خدمات حقوقی است که دفتر وکالت و مشاوره حقوقی شریفی توسط جمعی از وکلای پایه یک دادگستری مجرب، متخصص، مسلط به قوانین و رویه محاکم حقوقی و کیفری، در خصوص اعتراض به آرای محاکم به صورت مستدل و مستند اقدام می نماید.

مفهوم رای دادگاه

رای دادگاه سندی رسمی است که پس از ختم رسیدگی صادر می شود. رای شامل حکم و قرار می شود. با توجه به دلایل و شرایط پرونده گاهی دادگاه با گرفتن ایراد شکلی قرار صادر می کند و در مواردی حکم صادر می نماید.

حکم وقتی صادر می شود که نسبت به‌ دعوی طرفین رسیدگی ماهیتی شده باشد. در این صورت حکم بر محکومیت خوانده یا حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر می شود.

قرار وقتی صادر می شود که به‌ لحاظ ایراد شکلی قرار عدم استماع دعوا یا قرار رد دعوی صادر می گردد. در هر دو حالت حکم یا قرار، هر یک از طرفین که رای به ضررش صادر شده می تواند در خصوص اعتراض به رای اقدام نماید.

اعتراض به آرای حقوقی و کیفری به موجب دادخواست صورت می پذیرد. به ضمیمه دادخواست لایحه اعتراض به رای تقدیم محاکم رسیدگی کننده اعم از دادگاه تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور می شود. اعتراض به رای دادگاه باید با بررسی ادله طرفین و سایر شرایط حاکم بر پرونده صورت پذیرد.

اعتراض به رای دادگاه حقوقی

تجدیدنظر خواهی: محکمه حقوقی به خواسته دعوا رسیدگی و رای صادر می کند. آرای دادگاه حقوقی ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظر می باشد. پس از اعتراض، دادگاه عالی که رئیس و مستشاران دادگاه تجدیدنظر همان استان هستند مجدداً به پرونده رسیدگی ماهیتی می کنند.

در موارد محدود که استماع اظهارات طرفین لازم باشد وقت رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر تعیین می گردد ولی غالباً بدون تعیین وقت رای صادر می شود.

طبق ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی و مواد بعدی آن که شرایط دادخواست تجدیدنظر را ذکر نموده، تجدیدنظرخواه یعنی کسی که رای صادره به زیانش صادر شده می تواند نسبت به اعتراض به رای اقدام کند.

دقت در تنظیم لایحه اعتراض به آراء از اهمیت بالایی برخوردار است. چرا که پس از صدور رای از سوی دادگاه تجدیدنظر در غالب موارد رای به صورت قطعی صادر می شود. در نتیجه به جز اعاده دادرسی آنهم با وجود شرایط آن پرونده وارد رسیدگی مجدد نمی گردد.

اصل بر قطعی بودن آرای صادره از محاکم بدوی است مگر مواردی که قانوناً قابل اعتراض بودن آنها تصریح شده باشد. دعاوی قابل اعتراض شامل دعاوی مالی بیش از سیصد هزار تومان، کلیه دعاوی غیر مالی و خسارات دعاوی که قابل تجدیدنظر است، می باشند. در حال حاضر کلیه دعاوی حقوقی قابل تجدیدنظر می باشند.

بیشتر بدانید:

نحوه تنظیم لایحه دفاعیه

فرجام خواهی: اصولاً دعاوی حقوقی با حکم دادگاه تجدیدنظر به قطعیت می رسند. در مواردی که در قانون تصریح شده برخی دعاوی علاوه بر امکان تجدیدنظرخواهی قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشند.

به عبارتی، در مورد این قبیل دعاوی رای قطعی از طریق فرجام خواهی و یا با انقضای مدت اعتراض به رای فرجام، رای تجدیدنظر قطعی تلقی می گردد.

احکام صادره که خواسته آنها بیش از دو میلیون تومان باشد، اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت مواردی هستند که در دادگاه بدوی مورد حکم واقع شده ولی به لحاظ عدم تجدیدنظرخواهی در موعد مقرر قطعی شده اند در این صورت قابل فرجام خواهی می باشند. همچنین است قرار دادگاه که اصل حکم راجع به آنها قابل فرجام خواهی باشد.

آرای صادره از دادگاه های تجدیدنظر درمورد اصل نکاح، فسخ نکاح، طلاق، نسب و حجر قابل اعتراض به رای در قالب فرجام خواهی می باشند. همچنین است قرارهایی که اصل حکم راجع به آنها قابل فرجام باشند.

به طور کلی در دیوان عالی کشور رسیدگی به صورت شکلی است و رسیدگی ماهیتی نمی شود. اگر رای به هر دلیلی نقض شود به دادگاهی که رای را صادر نموده یا دادگاه صالح دیگری با ذکر موارد نقض یا نقص ارجاع داده می شود.

بیشتر بدانید:

انواع دادخواست

اعتراض به رای دادگاه خانواده

تجدیدنظرخواهی: دعاوی خانواده چون طلاق، گواهی عدم امکان سازش، مهریه، نفقه، حضانت، ملاقات فرزند مشترک، استرداد جهیزیه و بسیاری موارد دیگر در دادگاه خانواده رسیدگی و در خصوص آنها رای صادر می شود.

رای صادره اعم از حکم یا قرار ظرف بیست روز از سوی هر یک از طرفین که رای کلاً یا جزئاً به ضررش صادر شده، قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر همان استان می باشد. اعتراض به آرای محاکم خانواده با توجه به قانون مدنی مبحث نکاح، طلاق و اولاد و قانون حمایت خانواده صورت می پذیرد.

فرجام خواهی: احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق و نسب در مورد دعاوی خانواده علاوه‌ بر تجدیدنظرخواهی قابل اعتراض به رای و فرجام خواهی نیز می باشند. تنظیم لایحه تجدیدنظر و فرجام خواهی تاثیر بسیاری بر سرنوشت پرونده و نگاه قضات رسیدگی کننده بر نقض یا تایید رای خواهد داشت.

مهلت فرجام خواهی بیست روز از تاریخ ابلاغ در مورد افراد داخل ایران و دو ماه برای اشخاص خارج از ایران است.

بیشتر بدانید:

تنظیم اوراق قضایی

اعتراض به آرای شورای حل اختلاف

اگر رای از سوی شورای حل اختلاف صادر شود ظرف بیست روز یا دوماه در مورد افراد داخل یا خارج از ایران قابل اعتراض در دادگاه حقوقی می باشد. دادگاه حقوقی مرجع رسیدگی به آراء شوراهای حل اختلاف است و اقدام به رسیدگی مجدد نموده و رای قطعی صادر می شود.

اعتراض به آرای دادسرا

پرونده در محاکم کیفری به صورت سه مرحله ای رسیدگی می شود. مرحله اول در دادسرا مرحله بعدی در دادگاه کیفری و مرحله بعد دادگاه تجدیدنظر استان یا دیوان عالی کشور است.

در دادسرا بنا به شرایط و دلایل موجود در پرونده قرار منع تعقیب، موقوفی تعقیب، قرار اناطه، تامین خواسته، قرار تعلیق تعقیب، قرار ترک تعقیب، قرار عدم صلاحیت، قرار بایگانی پرونده، قرار توقف تحقیقات، قرار کارشناسی و قرار جلب به دادرسی صادر می شود. با اعتراض به آرای کیفری می توان دفاعیات خود را ارائه نمود.

قرار جلب به دادرسی وقتی صادر می شود که تحقیقات در دادسرا پایان یافته، آخرین دفاع از متهم اخذ شده، قرار تأمین کیفری صادر شده و مجرمیت متهم ثابت شده باشد.

این قرار قطعی بوده و قابل اعتراض نیست. در مورد قرارهای بایگانی پرونده، تامین خواسته و اناطه می توان ظرف ده روز اقدام به اعتراض به آرای صادره نمود. نظریه کارشناسی پس از ابلاغ ظرف هفت روز قابل اعتراض است.

قرار منع تعقیب وقتی صادر می شود که یا جرمی واقع نشده و یا دلایل شاکی کافی برای اثبات جرم نباشد. قرار موقوفی تعقیب در مواردی چون گذشت شاکی، منسوخ شدن قانون، فوت متهم صادر می شود. شاکی می تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، به قرارهای مذکور اعتراض نماید.

قرارهای منع و موقوفی تعقیب فقط به شاکی یا شکات ابلاغ می شود. چرا که صرفاً این افراد به دلیل اینکه تحقیقات دادسرا به زیانشان پایان یافته و پرونده در شرف مختومه شدن قرار می گیرد، می توانند اعتراض کنند.

بیشتر بدانید:

انواع قرارهای نهایی دادسرا

اگر لایحه صحیح و مستند تنظیم نشود قرار مورد اعتراض توسط مرجع رسیدگی به اعتراض که دادگاه کیفری است تایید و قطعی می شود. اگر پس از اعتراض به رای کیفری، در دادگاه نقض شود پرونده به دادسرا عودت داده می شود. در این صورت مطابق دستورات دادگاه نواقص تکمیل و به دادگاه باز فرستاده می گردد.

ممکن است، دستور ادامه تحقیقات جهت صدور قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست صادر گردد. در این حالت دادگاه عقیده بر مجرمیت متهم دارد. پس از صدور قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست، پرونده جهت صدور حکم به دادگاه کیفری ارسال می شود.

ممکن است پرونده به همان شعبه رسیدگی کننده اعتراض به قرار یا به شعبه دیگری ارجاع گردد. دادگاه وقت رسیدگی تعیین می نماید.

با توجه به دفاعیات هر یک از شاکی و متهم یا وکلای آنها و دلایل پرونده و سایر مواردی که می تواند در رای قاضی جزا تاثیرگذار باشد حکم محکومیت یا رای برائت صادر می گردد.

اعتراض به آرای دادگاه کیفری ۱ و ۲

در صورت صدور حکم محکومیت یا برائت در دادگاه کیفری، محکوم علیه یا شاکی می تواند به رای دادگاه ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ اعتراض نماید. نسبت به آراء دادگاه کیفری ۲ (دادگاه عمومی کیفری) دادگاه تجدیدنظر استان به اعتراض رسیدگی می کند و رای قطعی صادر می شود.

اگر رای از سوی دادگاه کیفری استان صادر شود، مرجع تجدیدنظرخواهی دیوان عالی کشور می باشد. در مورد اطفال و نوجوانان تجدیدنظر خواهی توسط نوجوان یا ولی و سرپرست قانونی یا وکیل آنها انجام می شود.

بیشتر بدانید:

رسیدگی در دادگاه کیفری ۱

تسلیم به رای کیفری

تسلیم به رای امتیازی است که برای محکوم علیه رای کیفری پیش بینی شده است. به موجب آن تا یک چهارم مجازات مورد حکم کسر می گردد و رای قطعی صادر می شود.

اگر محکوم علیه در مهلت تجدیدنظر حق اعتراض به رای صادره را ساقط نمود یا اگر تجدیدنظرخواهی کرده و درخواست خود را استرداد کند و در عین حال دادستان تجدیدنظرخواهی ننموده باشد، محکوم علیه می تواند درخواست تسلیم به رای بدوی نماید.

این درخواست در مورد مجازات های حدود، قصاص و دیات قابل قبول نیست. اعمال درخواست تسلیم به رای مخصوص محکومیت های تعزیری است. رسیدگی به درخواست در وقت اداری انجام می پذیرد.

اعتراض به آرای غیابی

در دعاوی حقوقی، رای غیابی ظرف بیست روز قابل واخواهی می باشد. رسیدگی به واخواهی مجدداً توسط دادگاه صادر کننده رای غیابی صادر می گردد. دادگاه در صورت قبول واخواهی ابتدا قرار قبولی صادر و سپس دستور تعیین وقت و رسیدگی دوباره صادر می کند.

در دعاوی کیفری رای غیابی شامل رای برائت و محکومیت است. بنابراین در مواردی که متهم یا وکیل وی در جلسات دادگاه حاضر نشده و لایحه دفاعیه نیز تقدیم ننموده باشند رای صادره غیابی محسوب می شود.

دادگاه بایستی در انتهای رای به غیابی بودن تصریح کند و اینکه رای صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ،  قابل اعتراض به رای در قالب واخواهی می باشد.

رأیی که پس از واخواهی صادر می شود در هر حال حضوری است. چرا که درخواست واخواهی متهم ولو در جلسه رسیدگی شرکت نکند موجب غیابی شدن رای نمی گردد.

پس از انقضای مهلت واخواهی یا پس از صدور رای مورد واخواهی، دادنامه صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی است.

ممکن است در دادگاه تجدیدنظر رای به صورت غیابی صادر شود در صورتی که متهم یا وکیل وی در هیچ یک از جلسات دادرسی نخستین و تجدیدنظر شرکت نکرده باشند و لایحه دفاعیه نیز تقدیم نکرده باشند. در این صورت رای غیابی ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی قابل اعتراض در همان دادگاه تجدید نظر می باشد.

در دعاوی حقوقی و کیفری، گاهی محکوم علیه بعد از مهلت بیست روزه متوجه رای صادره می شود. در این موارد باید ضمن درخواست واخواهی عذر موجه خود مبنی بر عدم اطلاع از رای غیابی را ثابت نماید. دادگاه ابتدا به عذر عنوان شده رسیدگی می کند در صورت تایید آن قرار قبولی واخواهی را صادر می نماید.

اعاده دادرسی روشی برای اعتراض به آرای حقوقی و کیفری است

اعاده دادرسی عام: طریق فوق العاده اعتراض به احکام حقوقی و کیفری می باشد. در اعاده دادرسی حقوقی، محکوم علیه با اثبات هر یک از جهات مصرح در ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی ظرف بیست روز از ابلاغ حکم قطعی یا هر یک از مواعد ذکر شده در قانون مذکور به حکم صادره اعتراض می نماید.

در اعاده دادرسی کیفری محکوم علیه با اثبات هر یک از موارد ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری درخواست رسیدگی دوباره می نماید. اعاده دادرسی حقوقی یا کیفری صرفاً در مورد حکم بوده و در مورد قرارها نمی توان چنین درخواستی نمود.

اعاده دادرسی خاص: وقتی رأی قطعی حقوقی یا کیفری اعم از حکم یا قرار خلاف بَیِّن شرع صادر شود محکوم علیه می تواند نسبت به آن با درخواست اعاده دادرسی اعتراض به رای نماید.

این درخواست شامل احکام و قرارهای دادگاه ها، دادسراها و شوراهای حل اختلاف می شود. این نوع اعتراض فاقد مهلت بوده و هر زمان قابل ثبت است.

بیشتر بدانید:

اعاده دادرسی حقوقی و جهات تحقق آن

لایحه اعاده دادرسی خلاف بین شرع خطاب به رئیس کل دادگستری استانی که رای قطعی از محاکم آن صادر شده تنظیم می شود. پس از احراز موجه بودن اعتراض، پرونده به یکی از شعبات دیوان عالی کشور در تهران جهت رسیدگی ماهوی ارجاع می گردد.

ضمن اعتراض به آرای حقوقی و کیفری به ضمیمه لایحه، مدارک شناسایی متقاضی، دادنامه برابر با اصل مورد درخواست اعاده دادرسی، نشانی کامل و تلفن متقاضی و اگر درخواست کننده زندانی است گواهی زندان مبنی بر تأیید درخواست ضمیمه می گردد.

اعتراض شخص ثالث

نسبت به آرای قطعی حقوقی و کیفری می توان دادخواست اعتراض شخص ثالث تقدیم نمود. شخص ثالث کسی است که در هیچ یک از مراحل دادرسی تا صدور رای قطعی نه خود و نه نماینده اش شرکت نکرده باشند.

اعتراض ثالث حقوقی به اعتراص اصلی و اجرائی تقسیم می گردد. اعتراض اصلی نسبت به دادنامه قطعی و به شعبه صادرکننده ارائه و رسیدگی می شود. اعتراض ثالث اجرائی در مواردی تقدیم می گردد که مال منقول یا غیر منقولی توقیف شده باشد و شخص ثالث مدعی مالکیت آن قبل از تاریخ توقیف باشد.

بیشتر بدانید:

دادخواست اعتراض ثالث اجرایی

در این صورت اجرائیه و دلایل مبنی بر مالکیت و محق بودن خود را ضمیمه دادخواست می کند. خواندگان، خواهان و خوانده دعوی اصلی هستند. پس از اعتراض به رای صادره، دادگاه صرفاً در مورد لغو یا تایید حکم مورد اعتراض تصمیم می گیرد و به خواسته جدید رسیدگی نمی کند.

اعتراض ثالث کیفری در مواردی شنیده می شود که شخص ثالث در پرونده کیفری نسبت به آن قسمت از رای قطعی که در مورد رد مال است اعتراض داشته باشد و مدعی مالکیت آن مال باشد. دادخواست به دادگاه تجدیدنظر صادرکننده رای کیفری قطعی تقدیم می ‌گردد.

اعتراض به رای داور

اگر در قرارداد بین طرفین، حل اختلاف بر عهده داور یا هیات داوری گذاشته شده باشد و منتهی به ارجاع اختلاف به داور و صدور رای شود، رای صادره ظرف بیست روز قابل اعتراض در دادگاه عمومی حقوقی که صلاحیت رسیدگی به اصل اختلاف را دارد، می باشد.

بیشتر بدانید:

ابطال رای داوری-چگونه رای را باطل کنیم

با وجود عباراتی چون رای داور لازم الاجراست یا لازم الاتباع است، در قرارداد باز هم رای صادره قابل اعتراض است. محکوم علیه، دادخواست ابطال رای داوری را ظرف مهلت مقرر به دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل اختلاف را دارد تقدیم می نماید.

کلام آخر

اعتراض به آرای حقوقی و کیفری بیانگر وجود رسیدگی های چند مرحله ای در مراجع قضایی است که به موجب آن فرصتی به متضرر از رأی برای احقاق حق خود داده می شود.

خواهان یا شاکی که دعوایشان مردود شده یا محکوم علیه رای می توانند از حق اعتراض خود استفاده کرده و از طریق وکلای پایه یک متخصص و باسابقه دفتر وکالت شریفی به حق قانونی خود برسند.

 

جهت دریافت مشاوره با شماره های ۰۹۱۲۲۰۹۲۰۴۶ – ۸۸۷۴۶۳۶۱ تماس بگیرید.

برخی مواد قانونی مهم

ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی

در دادخواست باید نکات زیر قید شود:
۱- نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظر خواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.
۲- نام و نام خانوادگی، اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظر خوانده.
۳- حکم یا قراری که از آن درخواست تجدیدنظر شده است.
۴- دادگاه صادرکننده رای.
۵- تاریخ ابلاغ رای.
۶- دلایل تجدیدنظرخواهی.

ماده ۳۸۰ قانون آیین دادرسی مدنی

در دادخواست باید نکات زیر قید شود:
۱ – نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات فرجام خواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.
۲ – نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات فرجام خوانده.
۳ – حکم یا قراری که از آن درخواست فرجام شده است.
۴ – دادگاه صادرکننده رای.
۵ – تاریخ ابلاغ رای.
۶ – دلایل فرجام خواهی.

ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی

نسبت به احکامی که قطعیت یافته ممکن است به جهات ذیل درخواست اعاده دادرسی شود:
۱- موضوع حکم مورد ادعای خواهان نبوده باشد.
۲- حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.
۳- وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا به مواد متضاد باشد.
۴- حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن، که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده است متضاد باشد بدون آن که سبب قانونی موجب این مغایرت باشد.
۵- طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده که در حکم دادگاه موثر بوده است.
۶- حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم جعلی بودن آنها ثابت شده باشد.
۷- پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یاد شده در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است.

ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری

درخواست اعاده دادرسی در مورد احکام محکومیت قطعی دادگاهها اعم از آنکه حکم مذکور به اجراء گذاشته شده یا نشده باشد در موارد زیر پذیرفته می‌شود:
الف- کسی به اتهام قتل شخصی محکوم شود و سپس زنده بودن وی محرز گردد.
ب- چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند و ارتکاب آن جرم به گونه‏ ای باشد که نتوان بیش از یک مرتکب برای آن قائل شد.
پ – شخصی به علت انتساب جرمی محکوم شود و فرد دیگری نیز به موجب حکمی از مرجع قضائی به علت انتساب همان جرم محکوم شده باشد، به طوری که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بی گناهی یکی از آنان احراز گردد.
ت- درباره شخصی به اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شود.
ث- در دادگاه صالح ثابت شود که اسناد جعلی یا شهادت خلاف واقع گواهان، مبنای حکم بوده است.
ج – پس از صدور حکم قطعی، واقعه جدیدی حادث و یا ظاهر یا ادله جدیدی ارائه شود که موجب اثبات بی گناهی محکوم علیه یا عدم تقصیر وی باشد.
چ- عمل ارتکابی جرم نباشد و یا مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد.

ماده ۴۷۵ قانون آیین دادرسی کیفری

اشخاص زیر حق درخواست اعاده دادرسی دارند:
الف- محکوم علیه یا وکیل یا نماینده قانونی او و در صورت فوت یا غیبت محکوم علیه، همسر و وراث قانونی و وصی او
ب- دادستان کل کشور
پ- دادستان مجری حکم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *