نمونه لایحه الزام به تسلیم مبیع

نمونه لایحه الزام به تسلیم مبیع
زهرا شریفی

 

الزام به تسلیم‌ مبیع از آثار عقد بیع محسوب می شود. در هر معامله ای، طرفین علاوه بر کسب منفعت، تعهداتی را ضمن عقد عهده دار می شوند.

لذا مقرر می کنند در موعد مقرر تعهد را ایفا نمایند. در غیر این صورت متعهدله دعوی الزام به تسلیم مورد معامله را در دادگاه اقامه می نماید.

با وقوع عقد بیع، خریدار مالک مبیع و فروشنده مالک ثمن می شود.‌ ممکن است معامله به طور شفاهی یا با فاکتور منعقد شود. در هر حال طبق قانون مدنی، به مجرد عقد بیع، مالکیت منتقل می شود.

بنابراین خریدار یا انتقال گیرنده با توجه به حقی که در زمان عقد برای وی ایجاد شده است، می تواند الزام فروشنده به تحویل مبیع را بخواهد.

با صدور حکم مبنی بر الزام به تسلیم و عدم تحویل مبیع، دعوی فسخ معامله اقامه می شود.

 

نمونه لایحه الزام به تسلیم مبیع

ریاست محترم دادگاه تجدیدنظر

با سلام و احترام، در خصوص پرونده کلاسه .. با موضوع الزام خوانده به تحویل روغن ماشین که منجر به صدور دادنامه شماره .. از سوی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان … گردید و در مورخه … ابلاغ شد. به موجب ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی و بندهای الف، ج، ه آن به شرح ذیل اعتراض خویش‌ را نسبت به دادنامه ناعادلانه و غیرقانونی صادره توجهاً به دادخواست تقدیمی و ضمائم و مندرجات پرونده خاطر عالی را مستحضر می دارد:

شرح ماوقع پرونده

خواهان پرونده در مورخه ۱۴۰۱/۸/۲۵ اقدام به خرید چند قلم‌ روغن ماشین به شرح منعکس در فاکتور فروش از خوانده دعوی می نماید.

متعاقب صدور چک به مبلغ ۳/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال از سوی خواهان مقرر می شود. ظرف یک هفته از تاریخ فاکتور تا سررسید، فروشنده روغن ها را به خریدار تحویل دهد.

لکن خوانده هیچ اقدامی بابت تحویل اقلام مندرج در فاکتور ابرازی نمی نماید، ضمن اینکه با مراجعه به بانک محال علیه پس از برگشت چک، گواهی عدم پرداخت صادر و برعلیه خواهان دعوی مطالبه چک مطرح می نماید.

در نتیجه منجر به صدور رای محکومیت خواهان این پرونده به پرداخت وجه چک در پرونده دیگر به کلاسه … شعبه اول دادگاه حقوقی … می گردد.

لذا با توجه به عدم تسلیم اقلام روغن مورد معامله و مالکیت خواهان نسبت به آنها در زمان معامله و صدور فاکتور، خواهان اقدام به مطرح نمودن دعوی حاضر می نماید.

اما علیرغم ابراز ادله و مستندات قانونی در دادرسی نخستین مبنی بر عدم تسلیم مورد معامله، دادگاه بدوی بدون توجه به خواسته و ادله و دفاعیات خواهان اقدام به صدور رای معترض عنه می نماید. در جهت احقاق حقوق تضییع شده و نقض قاطع رای بدوی دفاعیات خویش را در ادامه تقدیم می نماید.

ایرادات دادنامه و دفاعیات وارده

۱- دادگاه بدوی در دادنامه معترض عنه مرقوم می دارد ” اظهارات شهود تعرفه شده از سوی خوانده این دعوی در پرونده دعوی چک فی الجمله دلالت بر تسلیم مبیع مورد ادعای خواهان بدوی داشته (اگرچه شهود نامبرده مورد جرح وکلای خواهان این دعوی قرار گرفته است)” لازم به ذکر است دعوی قبلی با موضوع مطالبه وجه چک و ابطال اجراییه بوده است.

در حالیکه دعوی حاضر الزام خوانده به تسلیم مبیع به شرح فاکتور ابرازی از سوی تجدیدنظرخوانده می باشد. لکن دادگاه بدوی بدون بررسی کامل موضوع دعوی و بدون توجه به ادله خواهان و دفاعیات ارائه شده از سوی وی اقدام به صدور حکم بر بی حقی خواهان می نماید.
۲- در دادنامه بدوی به شهادت شهود در پرونده دیگر استناد شده است. این در حالیست که دادگاه به هیچ عنوان به شهود تعرفه شده خواهان به موجب استشهادیه شماره … تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره … در پرونده حاضر توجهی ننموده است.

شهادت نامه مبنی بر این که اتوبوس با مشخصات ذکر شده در تاریخ مورد ادعای تجدیدنظرخوانده در مسیر تهران-شهرکرد در تردد بوده اند.

چطور می شود شهادت شهود خوانده در یک پرونده دیگر مورد استناد دادگاه واقع می شود ولی شهادت شهود خواهان در این پرونده مسکوت می ماند؟! مگر حقوق تضییع شده خواهان قانوناً نمی بایست رسیدگی شود؟! لهذا از موارد محرز و عیان نقص در رسیدگی نخستین و غیر اصولی بودن رای صادره می باشد.

۳- شهود تجدیدنظرخوانده در پرونده سابق توسط تجدیدنظرخواه به درستی جرح شده اند. تحت این عنوان که هر دو نفر کارگر و حقوق بگیر تجدیدنظرخوانده هستند. همچنین اظهاراتشان با شک و گمان بوده است.

ضمن اینکه دادگاه در دادنامه معترض عنه نیز صراحتاً قید نموده شهود در دعوی قبلی جرح شده اند. مشخص است دادگاه به طور ضمنی شهادت شهود در پرونده قبلی بین طرفین را بی اعتبار قلمداد نموده است. چرا که در غیر این صورت لزومی نداشت دادگاه بدوی موضوع جرح را در دادنامه مطرح نماید.
همانطور که مستحضرید شهادت باید ناظر بر رخدادهای محسوس شاهد باشد نه استنباط و عقیده وی. شرط اعتبار شهادت علم و جزم شاهد است بر آنچه شهادت می دهد نه اینکه از روی خیالبافی و پندار و گمان سخن بگوید.

شهادت شهود تجدیدنظرخوانده در پرونده سابق فی مابین حسب مورد ملازمه عقلی یا عرفی یا قانونی با تسلیم و تحویل روغن ها به تجدیدنظرخواه را ندارد. بنابراین استناد به آن خلاف شرع و قانون است.

۴- شهود تجدیدنظرخوانده آقایان … و … در پرونده چک، هر دو از وی مزد دریافت می کنند. مسلماً در شهادت بر ادعای تسلیم مورد معامله دارای نفع بوده اند. بنابراین شهادت ایشان به دلیل مغایرت با خصوصیات شاهد به عنوان شهادت شرعی طبق مقررات فاقد اعتبار است.

۵- دادگاه بدوی در جای دیگر دادنامه در خصوص دوگانگی اظهارات خواهان در پرونده ابطال اجراییه چک مبنی بر اینکه در آن دعوی چک را امانی معرفی نموده و در پرونده حاضر بیان داشته که جهت عقد بیع بوده است، مرقوم نموده است.

لازم به ذکر است این امر ماهیت فروش روغن های خریداری شده طبق فاکتور ابرازی تجدیدنظرخوانده در پرونده سابق طرفین را تغییر نمی دهد.

چرا که در پرونده مطالبه چک تجدیدنظرخوانده، اقرار صریح بر فروش روغن ماشین می نماید. لذا خواسته این پرونده بر مبنای ۱- اقرار متعهد (فروشنده) ۲- فاکتور فروش روغن ابرازی از سوی فروشنده مطرح می شود.

۶- دادگاه بدوی ایراد نموده است که عرفاً معاملات امروز با در نظر داشتن میزان مبلغ چک موضوع معامله دلالت بر تسلیم مبیع و سپس ارائه چک یا پرداخت ثمن دارد.

در حالیکه به عکس استدلال دادگاه، همزمانی عرفی در وصول وجه چک و تسلیم مبیع وجود دارد که وابسته به ایفای تعهد از سوی فروشنده در خصوص تسلیم مبیع است. مگر می شود فروشنده با خاطری آسوده مورد معامله را تسلیم کند و بعد چک را اخذ نماید. این اظهارات تجدیدنظرخوانده در دادرسی نخستین که در رای بدوی منعکس شده کاملا مخالف عرف حاکم بر معاملات بین اشخاص می باشد.

ضمن اینکه قصد طرفین در زمان معامله روغن تسلیم آن در ظرف یکهفته از تاریخ صدور فاکتور بوده است که تاکنون هیچ تحویلی صورت نپذیرفته است.

۷- ایراد دیگر دادگاه بدوی مبنی بر این است که طرح دادخواست الزام به تحویل مبیع پس از زمان حدوداً ۲ سال فاقد وجاهت منطقی و عرفی است. این ایراد دادگاه بدوی نیز کاملا بلاوجه و بی مورد است.

چراکه اولاً: دعاوی حقوقی مشمول مرور زمان طرح دعوی نمی شوند. ثانیاً: حق تسلیم مبیع که از معامله نشات گرفته و از آثار آن است برای خرید ایجاد شده است.

ضمن اینکه در طول این مدت اقرار به وقوع معامله از سوی مدعی علیه صورت پذیرفته است. بعلاوه در طول این مدت طرفین دعوی قبلی مرتبط با یکدیگر داشته اند‌. 

۸- دادگاه بدوی نه تنها شهادت شهود خواهان را استماع ننمود، بلکه از خوانده بدوی رسیدی مبنی بر تحویل روغن ها به خواهان مطالبه ننمود. تجدیدنظرخوانده شغلش خرید و فروش کالا است. لکن چطور بدون اخذ رسید کالا را تحویل خریدار می دهد؟! همه این موارد حکایت از غیر وارد بودن اظهارات تجدیدنظرخوانده در دادرسی نخستین می کند. همچنین استدعا دارد ضمن تعیین وقت رسیدگی و استماع شهادت شهود، امر ابلاغ فرمایید تجدیدنظرخوانده رسید تسلیم کالا را به آن مرجع محترم ارائه دهد.

۹- طبق ماده ۳۶۲ قانون مدنی به مجرد عقد خریدار مالک مبیع می شود. به موجب آن فروشنده می بایست آثار بیع که تسلیم مبیع است را اجرا نماید. در اینجا به تعهد خود عمل ننموده است.

همچنین استناد دادگاه به ماده ۱۹۷ مبنی بر اصل برائت در جایی که خریدار به پرداخت ثمن معامله (چک صادره) محکوم شده است بی مورد است. زیرا در مقابل، فروشنده ملزم به ایفای تعهد قراردادی و تسلیم مبیع می باشد. با توجه به مطالب پیشگفته هیچ یک از روغن ها تسلیم نشده اند.

بناءً علی هذا، با توجه به مراتب معروضه و اقرار تجدیدنظرخوانده مبنی بر فروش روغن به تجدیدنظرخواه و فاکتور فروش ابرازی و با عنایت به اصل عدم در خصوص عدم تسلیم مورد معامله و عدم ارائه رسید تسلیم در پرونده، درخواست رسیدگی و استماع شهادت شهود تجدیدنظرخواه و در نهایت نقض دادنامه بدوی و صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به تسلیم روغن ها مطابق فاکتور مورخ ۱۴۰۱/۸/۲۵ از محضر عالی مورد استدعا می باشد.
با تجدید احترام

 

جهت دریافت مشاوره تخصصی و تنظیم لایحه دفاعیه با شماره های ۰۹۱۲۲۰۹۲۰۴۶ – ۸۸۷۴۶۳۶۱ تماس بگیرید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *